دلا عكسي بيفكن تا فروغ، جامِ جم گيرد*

آشنا هستي به چشمم
صبر كن،
قدري بخند
...


حميدرضا برقعي


تگ: دلا عكسي بيفكن تا فروغ، جامِ جم گيرد*،

ادامه ي مطلب ...

باز نيابد خلاص هر كه در اين دام رفت...
هر كه دلارام ديد
از دلش آرام رفت
...



سعدي

تگ: باز نيابد خلاص هر كه در اين دام رفت...،

ادامه ي مطلب ...

كفش‌هاي بندي

خدا خير بدهد اين كفش‌هاي بندي را

كه رفتنت را

كه رفتنم را

دقيقه‌اي حتي

به تعويق مي‌اندازند...



مهديه لطيفي

تگ: كفش‌هاي بندي،

ادامه ي مطلب ...

خود شكن...

 آينه روزي كه بگيري به دست
خودشكن
آن روز
 مشو خودپرست....

نظامي


تگ: خود شكن...،

ادامه ي مطلب ...

بيا بگريزيم

هليا!

گريز، اصل زندگي ست...

گريز از هر آنچه اجبار را توجيه مي‏كند.

بيا بگريزيم!

ما همه در اسارت خاك بوديم.

ما، از خاك نبود كه گريختيم

از آنها گريختيم كه حرمت زمين را به گام هاي آلوده مي‏شكستند.

هلياي من!

ما را هيچ كس نخواهد پاييد، و هيچ كس مدد نخواهد كرد.

مي‏توان به سوي رهايي گريخت؛

اما بازگشت به اسارت نابخشودني ست.

ما در روزگاري هستيم، هليا، كه بسياري چيزها را مي‏توان ديد و باور نكرد

و بسياري چيزها را نديده باور كرد.

هليا!

يك سنگ بر پيشاني سنگي كوه خورد،

كوه خنديد و سنگ شكست.

يك روز، كوه مي شكند؛

خواهي ديد...




نادر ابراهيمي


تگ: بيا بگريزيم،

ادامه ي مطلب ...

۱ | ۲ |



افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 1
بازديد ديروز : 0
بازديد كل : 655

RSS 2.0

BY SEVIMTHEME
POWERED BY
b88.ir